مرتضى مطهرى

59

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

رفتار نكرد ؟ چرا به معاويه روى خوش نشان نداد ، نامه به او ننوشت و او را اغفال نكرد ؟ چرا معاويه را خام نكرد تا بعد او را به مركز بخواهد و با يك نيرنگ و دسيسه از بين ببرد ؟ چرا دروغ نمىگفت ؟ چرا تبعيض قائل نمىشد ؟ چرا رشوه نمىداد ؟ چرا همان‌طور كه معاويه نسبت به بيت المال عمل مىكرد او عمل نمىكرد ؟ . مىگويند : عيب اسلام همين است كه خشك است ، انعطاف پذير نيست ، با مقتضيات زمان تطبيق نمىكند ، يك مرد سياستمدار اگر بخواهد با اسلام عمل كند نمىتواند سياستمدارى كند . اسلام آمده است براى همين كه با اين نوع سياستمداريها مبارزه كند . اسلام آمده است براى خدمت به بشريت . اسلام پاسدار انسانيت است . اگر اسلام اين مقدار انعطاف داشته باشد كه ديگر اسلام نيست ، شيطنت است . اسلام پاسدار درستى و حقيقت و عدالت است . اصلًا فلسفهء اسلام اين است ، بايد در اين‌جور جهات صلابت و استحكام داشته باشد . على آن جور رفتار كرد كه قرنها بر دل مردم حكومت مىكند . على از فكر خودش در زمان خودش حمايت كرد و فكر خودش رابه صورت يك اصل در دنيا باقى گذاشت . به همين جهت روش على به صورت ايمان در ميان افراد وجود دارد . پس على در سياست خودش شكست نخورد . اگر سياست على و هدفش اين بود كه چهار صباحى كه مىخواهم در دنيا زندگى كنم در نعمت و جاه باشم ( همان سياستى كه معاويه مىگفت كه ما در نعمت دنيا غلتيديم ) آنوقت على شكست خورده بود ، اما چون على مرد ايمان و عقيده و هدف بود شكست نخورده است . پس يكى از توقعات بيجايى كه در باب انطباق با مقتضيات زمان دارند اين است كه رجال سياست ، نام حالت روباه صفتى خودشان را - كه در هر زمان هر رنگى جامعه پيدا كند به همان رنگ مىشوند - انعطاف ، خاصيت انطباق با زمان ، زرنگى و عقل گذاشته‌اند و به همين تكيه مىكنند و انتظار دارند اسلام اين توقع را برآورد و چون برنمى آورد مىگويند عيب اسلام همين است كه مانع است كه انسان خودش را با زمان تطبيق دهد . افتخار اسلام اين است كه جلو اين انطباقها را گرفته است . حسين بن على كه امروز بر دل شما حكومت مىكند جهتش اين است كه رنگ زمان به خود نگرفت ؛ نگفت اگر پيغمبر حكومت كند رنگ پيغمبر ، اگر معاويه حكومت كند رنگ معاويه ،